تابستان به پايان مي رسد و اين دو دوست براي هميشه از هم جدا مي شونذ . چند سال مي گذرد و اکنون هر دو آنها مردان پا به سن گذاشته اي هستند . انيس با آلما و جک با لورين ازدواج کرده اند . با اين حال هيچکدام از آنها از وضع زندگي خود راضي نمي باشند و جک نهايتاً تصميم مي گيرد تا هر طور شده انيس را پيدا کرده و رابطه قبلي را با وي دوباره آغاز کند ......
کوهستان بروک بک در بيست وهفتمين جشنواره لندن به عنوان بهترين فيلم خارجي انتخاب شد.
در اين جشنواره که همه ساله در شهر لندن برگزار ميشود فيلم معروفآنگ لي به عنوان بهترين فيلم خارجي اين جشنواره برگزيده شد. این فیلم تقریبا همه جوایزپیش از اسکاررا برد .هم در گلدن کلوپ سهمی در خور داشت هم در بفتا و پیش از آن هم در جشنواره هایی دیگر نظیر ونیز مورد توجه قرار گرفته بود.پس عجیب نبود که همه چشم به راه اسکار باشند و شبی را انتظار بکشند که آنگ لی مجسمه طلایی را در دست بگیرد و حرف بزند..اما از سوی دیگر کسانی هم بودند که قاطعانه امکان گرفتن اسکار فیلم را ردمیکردند....آنها میگفتند اسکار معمولا وجهه اخلاقی دارد و بعید است بهترین جایزه اش را به فیلمی بدهد که حول زندگی دو کابوی میچرخد که همجنس خواه هستند...و تازه به این مساله اشاره میکردند که این فیلم درباره بریدن از خانواده است در حالی که سینمای آمریکا و کلا جهان فیلمهایی را قبول دارند که در ستایش خانه و خانواده باشند و کوهستان بروک بک فاقد این خصوصیات است
مختصری درباره کارگردان فیلم 
فيلمى كه با راه يافتن به فهرست نامزدهاى اسكار بار ديگر يك فيلمساز آسيايى را به كانون توجه مهم ترين رويداد سينمايى سال مبدل كرد. به گفته كارشناسان سينمايى پيروزى لى دراسكار امسال نه تنها به رسميت شناختن دستاوردهاى سينمايى او طى همه اين سالهاست بلكه به منزله سكوى پرتابى براى صنعت فيلمسازى كشورى است كه هاليوود نگاه ويژه اى به آن دارد. «لى» در سن ?? سالگى به آمريكا مهاجرت كرد اما هرگز ريشه و اصالت خود را از ياد نبرد. او به همه مى گويد كه يك فيلمساز تايوانى است و از اشاره به مليت خود مى بالد. او كه فرزند يك مدير مدرسه است، در سال ???? با ثبت نام در يك مركز آموزش سينما در نزديكى تايپه وارد عرصه فيلمسازى شد و در سن ?? سالگى براى تحصيل در رشته فيلمسازى در دانشگاه نيويورك به آمريكا رفت و از آن زمان تاكنون مقيم اين كشور بوده است. او در حال حاضر با ?? سال سن تنها كارگردان چينى اى است كه به لطف درك بالايى كه از هر دو فرهنگ دارد در ساخت فيلمهاى انگليسى هما نقدر موفق است كه در ساخت فيلمهاى چينى.
لى در عرصه بين المللى با كارگردانى فيلم «Pushing hands» به شهرت دست يافت. اين فيلم در جشنواره اسب طلايى تايوان جايزه بهترين بازيگر مرد و بهترين بازيگر زن نقش مكمل را به دست آورد و جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره فيلم «آسيا پاسيفيك» هنگ كنگ را از آن خود كرد. او به دنبال اين فيلم، دو فيلم ديگر به زبان چينى ساخت كه اولى تحت عنوان «ضيافت عروسى» جايزه خرس طلايى جشنواره برلين را تصاحب كرد. لى طى ده سال بعدى فيلمهاى درخشانى همچون «حس وحساسيت» «توفان يخ» ، سوارى با شيطان ببر غران، اژدهاى پنهان و هالك را ساخت و فيلم حس و حساسيت كه اقتباسى از رمان معروف جين آوستين به همين نام است، جايزه خرس طلايى بهترين فيلم را در جشنواره برلين سال ???? كسب كرد. با اين حال يكى از موفقيت آميز ترين ساخته هاى سينمايى او «ببر غران، اژدهاى پنهان» بود كه در سال ???? چهار جايزه اسكار از جمله اسكار بهترين فيلم خارجى را گرفت. برخى چينى ها معتقدند آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تاكنون اسكار بهترين كارگردانى را صرفاً به اين خاطر كه «لى» چينى است به او اهدا نكرده. البته اين استدلال دور از منطق نيست چرا كه «تبعيض نژادى» نقش مهمى را در اسكار ايفا مى كند. برادر كوچكتر «لى» بر اين باوراست كه زمان آن فرا رسيده تا اين كارگردان اسكار خود را دريافت كند با اين حال «آنگ لى» به اندازه اطرافيانش دلنگران نيست. او در مصاحبه اى تلفنى با نشريه United Daily News گفت از نامزدشدن در اسكار خوشحال است اما مثل دفعه پيش كه منتظر دريافت اسكار براى فيلم «ببر غران، اژدهاى پنهان» بود، اضطراب ندارد. او توضيح مى دهد: آن موقع فشار بيشترى بر دوش خود حس مى كردم چون در حقيقت از آن فيلم براى راهيابى سينماى چين به عرصه بين الملل استفاده كرده بودم. اين بار كوهستان بروك بك جوايز بسيارى برده و از همين رو فكر مى كنم خيلى طبيعى بود در هشت شاخه نامزد اسكار شد. آنچه در پى خواهد آمد، حرفهاى اين كارگردان برجسته درباره اين فيلم وجذابيتهاى آن است.
حرفهای کارگردان در باره فیلم کو هستان بروک بک :ترجمه شیرین عدالتی
فيلم «كوهستان بروك بك» اقتباسى از داستانى كوتاه به قلم اى. آنى پقول است كه البته نسخه سينمايى آن طول و تفصيل بيشترى پيدا كرده. تقريباً چهارسال پيش بود كه اين داستان كوتاه و فيلمنامه آن را خواندم و از آن به بعد ديگر نتوانستم از زير بار ساختن آن شانه خالى كنم. با خواندن داستان به گريه افتادم و وقتى فيلمنامه را خواندم واقعاً لذت بردم. فيلم كوهستان بروك بك در حقيقت از يك داستان سى صفحه اى اقتباس شده. وقتى يكى از شخصيتها مى گويد «تمام دارو ندار ما كوهستان بروك بك است و همه چيز ماحصل آن است»، به نظرم يك جور اگزيستانسياليسم آمد. فيلمنامه اين داستان هم واقعاً استثنايى بود. موضوع و ماهيت فيلم هم كمى عجيب و غريب است چون بر مبناى واقعيت و زندگى غير شهرى آمريكايى است كه ما آن را به ندرت ديده ايم. وسترن هايى كه همه ما ديده ايم مردان هفت تير كش و يا داستانهاى اخلاق گرا و عشقهاى خانمانسوز بود اما هرگز چيزى مثل فضاى داستان كوهستان بروك بك نديدم. اين فضا مرموز و متفاوت است. با اين حال همان موقع اول به سراغ ساخت فيلم هالك رفتيم تا كوهستان بروكبك.
آن موقع خواسته ها و دل و جرأت زيادى داشتم و همينطور بلند پرواز تر بودم. بعد از فيلم ببر غران، اژدهاى پنهان، مى خواستم يك كار بلند پروازانه در دست بگيرم. همينطور هم شد و به خواسته ام رسيدم و خيلى از اطرافيانم را با اين كار عصبانى كردم و خودم را هم از پا درآوردم. «هالك» واقعاً خسته ام كرد و بطورى كه به فكر بازنشستگى افتادم. بعد يك روز از يكى از دوستان تهيه كننده ام سراغ فيلم «كوهستان بروك بك» را گرفتم و او گفت كه اين پروژه همچنان خوابيده و هنوز هيچ كس سراغ آن نيامده. همان موقع حس كردم نبايد يك ثانيه ديگر را از دست بدهم.
با تمرين زياد و همين طور صحبت با بازيگران، آنها را آماده كردم. با تكرار ديالوگها و نشان دادن حالت و يا وضعيتى خاص كاراكترها را شكل داديم اما فيلمبردارى خيلى از صحنه ها هم فى البداهه بود. من كلاً زياد با بازيگرها حرف نمى زنم. البته به جز مواقعى كه بخواهم يك نكته فنى را به آنها گوشزد كنم.
نه، به هيچ وجه. بازيگران ديگرى را هم ديدم. تصميم گرفتم از بازيگران جوان استفاده كنم و از آنها بخواهم در نقشهايى با سن و سال بيشتر بازى كنند تا بتوانيم از آن معصوميت جوانى به عنوان نيروى محركه فيلم استفاده كنيم. در ميان اين بازيگران اين دو از همه بهتر بودند و هر دو واقعاً مشتاق بودند در اين فيلم بازى كنند. هيث آن حال و هواى وسترن را به مخاطب منتقل مى كند و فكر مى كنم كه او سكاندار آن فضاى وسترن است. او همچنين از آن انرژى و نيرويى برخوردار است كه بتواند ادبيات وسترن را در كل فيلم حفظ كند. جيك هم قطب رمانتيك فيلم بود و فكر مى كنم بازى هر دو خيلى خوب بود. همچنين اين حقيقت كه داشتيم فيلم چالش برانگيزى مى ساختيم به فاكتور ترس روانى دامن مى زد كه همين بهترين بازى را از آنها بيرون كشيد. فكر مى كنم اين فاكتور ترس به خلاقيت بازيگران مى انجامد. مى شد فيلم را در فضايى ديگر هم ساخت.
اما ديگر آن حس شاعرانه، تأثيربرانگيز و حساسى كه در رمان آنى پقول به چشم مى خورد، از آن گرفته مى شد. من اين فيلم را در فضاى ديگرى نمى ديدم و حس مى كنم آن دوره زمانى خاصى كه نويسنده داستان خود را در آن شكل داده بود، به حفظ حريم احساسات درونى شخصيتها و همچنين متمايز بودن كليت داستان كمك بسيارى كرده است.
اما به لحاظ فنى گذشت زمان و پيرشدن شخصيتها در متن يك داستان كوتاه بود. اين فيلم از يك طرف مى خواهد همچون فيلمهاى حماسى باشد و از طرف ديگر از برش هاى كوتاه زندگى تشكيل شده. همه چيز بسرعت مى گذرد و يك دفعه شخصيتها بيست سال پير مى شوند. براى همين منظور يك فيلمساز بايد در برخورد با گذشت زمان به جزئيات توجه نشان دهد. پركردن اين فاصله زمانى با جزئيات كه اين جزئيات مى تواند در ارتباط با بازيگرى، چگونگى انتقال احساساتشان و همينطور صدايشان باشد، دشوار است.
«كوهستان بروك بك» راحت ترين فيلم بود. دو فيلم قبلى ام واقعاً مرا از پادر آورده بودند. شايد در اوج كارم بودم. ولى وقتى «هالك» را ساختم واقعاً فرسوده شده بودم. تا مدتى طولانى نمى خواستم هيچ فيلمى بسازم و بعد اين فيلم آمد. «كوهستان بروك بك» يك فيلم كم هزينه با تماشاگران ويژه است. اين فيلم براى من در حكم يك درمان و بازگشت مجدد به دنياى سينما بود.
نقد فیلم
قبل از اینکه به نقد فیلم بپردازیم باید به این نکته اشاره کنیم که دیدن اینگونه فیلمها صرفا به خاطر تماشا و لذت بردن از یک اثر هنریست و صد البته سازنده فیلم هم در مورد ساخت این فیلم دقیقا همین نظر رادارد یعنی خلق یک اثر هنری.
اولین چیزی که در ابتدا و لحظات آغازین فیلم نمود میکند تصاویری بدیع و بسیار زیبا از طبیعتی بکر و منحصر به فرد است .آنگ لی از این منطقه بانام بروک بک یاد کرده حال نام واقعی و جغرا فیای این منطقه چیست ؟ خدا عالم
فقط آن چیزی که مهم است استفاده درست و بسیار دقیق از این عناصر طبیعی برای پیش بردن فیلم است که حتی تا آخر فیلم ادامه دارد و به جرات میتوان گفت در ۸۰٪ فیلم از این مناظر زیبا استفاده شده و بجا هم این امر صورت گرفته ..بگذریم پس از این مسئله باز از نقاط مثبت تصویری فیلم میتوان به استفاده حرفه ای کارگردان از رنگهای مکمل در کنار همدیگر اشاره کرد که باز آنگ لی و دوستانش به خوبی این مسئله را رعایت و اجرا کرده اند..مسئله ای که در حین اهمیت در بسیاری از کارهای حتی بزرگ جهان رعایت نمیشود و گرافیک و دایره ی رنگها از تصاویر سینمایی حذف شده اند
از نقاط مثبت تصویری فیلم هر چه بگوییم کم گفته ایم وا قعا آنگ لی به قول خودش با حوصله و در کمال خونسردی و با در نظر گرفتن کم هزینه بودن فیلم بیشتر تلاشش را معطوف به زیبایی و جذابیت کار کرده
اگر فیلم را دیده اید حتما با من هم عقیده هستید اگر هم ندیده اید حتما سعی کنید (نسخه کامل) فیلم را که بیش از دو ساعت است ببینید تا شاید با من هم عقیده باشید
از اینها که بگذریم به محتوای فیلم میرسیم...فیلمنامه فیلم همانطور که قبلا اشاره شده فیلمنامه ای اقتباسی از داستانی کوتاه است..دو جوان که بصورت اتفاقی به یک کار در کوهستان مشغول میشوند و شبی باهم ارتباط جنسی برقرار میکنند و همین اتفاق بدنه فیلم را درست میکند
گذشته از کارگردانی فوق العاده و خلق تصویری بسیا ر عالی و موسیقی زیبای فیلم بازیهای فیلم هم بسیار خوب و بازیگران با درک صحیح از داستان بازی به قولی زیر پوستی ارائه کرده اند به طوری که بیننده در همان شب اتفاق مثل خودشان شوکه میشود و صبح فردای اتفاق مثل خودشان ....اینها همه تاثیرات بازی دقیق و تاثیر گذار بازیگران فیلم است ..تنها مسئله ای که بیننده (به ویژه)بیننده گان کشور ما نمیتوانند با آن کنار بیایند مسئله ی عشق یک مرد به مردی دیگر است آنهم عشق جنسی
در کل فیلم خوبیست و اگر بخواهیم در چند کلمه خلا صه اش کنیم میگوییم:
کوهستان بروک بک حکایتی غیر متعارف از عشق انسان به انسان است
موفق باشید
|
+| نوشته شده توسط
mohammadi در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387
|