« "بهار، تابستان، پائیز، زمستان و بهار"ثابت میکند که گاهی محلی ترین داستان، جهانی ترین داستان
است و ساده ترین داستان، پیچیده ترین داستان است.» کری ریکی / فیلادلفیا
اینکوایر
کیم کی دوک فیلمساز معروف کره ای در اثر نسبتا
جدیداش(بهار، تابستان، پاییز، زمستان و بهار/2003) پا به ورطه تازه ای
گذاشته است. دیگر از آن همه تصاویر خشن و تهوع آور و آن نماهای نزدیک از
چهره کاراکترها خبری نیست ولی هرچه هست باز محور فیلم تازه اش انسان است
با همان اعمال و رفتار و باطبع سرنوشت اش. در اثر جدید کیم کی دوک حرکات
و سکنات انسان ها اثری چندین برابر از گذشته بر پیرامونشان بجای میگذارند
و دود اش نیز غلیظ تر به چشمان شخص فرو میرود ولی هرچه هست نوک پیکان
فکری کیم کی دوک اینبار دقیقا اصالت وجود را هدف قرار داده است. داستانی
آرام و بدور از پیچیدگی با نگاه مدرنی که به زندگی دارد، با آن نماهای
بلند که مخصوص سینمای مدرن است و نپرداختن و عدم وسواس زیاد به گره های
فیلمنامه باعث شده است که اکثر نقدها و یا بهتر است بگوییم تحلیلها با
شرح و خلاصهای از فیلم همراه باشد. من نیز بر همین منوال شرح مختصری بر
هر یک از اپیزودهای فیلم مینویسم.
ادامه مطلب را بخوانید..
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
mohammadi در شنبه پانزدهم فروردین 1388
|